این چند روز 1 سری مسائل پیش اومد که من خیلی
هارو شناختم.نمی خوام اینجارو ببندم چون خیلی وقت پیش به خودم قول دادم که
اینکارو نکنم و هپی دیز تحت هیچ شرایطی بسته نشه. ولی بعضی وقتا شرایطی
پیش میاد که آدم مجبور میشه برخلاف میلش 1 کاری رو انجام بده. در واقع می
خوام برم چون دوست ندارم آشناهام اینجارو بخونن. یعنی اصلا دوست ندارم. حس
می کنم به حریم شخصی من تجاوز میشه. من به زندگی کسی کاری ندارم و اصلا هم
خوشم نمیاد بعضیا بخوان به زور تو زندگی شخصیم دخالت کنن.یعنی (همونی که
خودش می دونه) دهنش رو ببنده و یکم (اگه می تونه) فکر کنه و بفهمه چی داره
میگه چون اینکه من خیلی به خانواده ام وابسته ام هیچ ربطی بهش نداره.
پ.ن: دوستای عزیزی که وبلاگ منو لینک کرده اند لطفا لینک
این وبلاگ رو از لیست دوستانشون بردارن چون دلیلی نداره بازدیدکننده های
وبلاگشون اینجا بیان.من تعارف نمی کنم و واقعا هم ازتون ممنون میشم اینکارو بکنین. البته لینک همه شما دوستان تو لینکدونی من خواهد بود
تا هروقت تونستم بهتون سر بزنم. وبلاگ رو حذف نمی کنم تا اگر کسی به آهنگ
های توی آرشیو وبلاگ نیازی داشت ازش استفاده کنه
فکر نمی کنم دیگه چیزی مونده باشه که بخوام بگم
سبز باشید
خدانگهدار
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 20:26  توسط مهیا